کد خبر: 1152004
تاریخ انتشار: ۳۰ فروردين ۱۴۰۲ - ۰۲:۲۰
دستبند پلیس بر دستان تازه داماد  سرکرده باند سارقان خانه‌های شمال تهران تازه دامادی است که قرار بود با پول‌های باد آورده در تعطیلات عید فطر مراسم عروسی لاکچری با نامزدش برگزار کند. 
 غلامرضا مسکنی 
چندی قبل، مأموران پلیس تهران در جریان سرقت‌های سریالی از خانه‌های شمال تهران قرار گرفتند و تحقیقات برای دستگیری سارقان را آغاز کردند. 
یکی از شاکیان به مأموران پلیس گفت: «خانه‌ام در یکی از خیابان‌های شمالی تهران است. چند روز قبل همراه خانواده‌ام به مسافرت رفتیم و ساعتی قبل وقتی به خانه برگشتیم با صحنه عجیبی روبه‌رو شدیم. قفل در خانه تخریب شده‌بود و تمامی وسایل خانه هم به هم ریخته بود که حکایت از آن داشت سارق یا سارقانی به خانه‌ام دستبرد زده‌اند. بلافاصله به محل نگهداری طلا‌ها و اموال با‌ارزشم رفتم و دیدم همه سرقت شده‌است.»
بدین ترتیب با طرح این شکایت، پرونده برای رسیدگی در اختیار تیم زبده‌ای از کارآگاهان اداره هفدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. در حالی که هر روز به تعداد شاکیان افزوده می‌شد، مأموران پلیس در تحقیقات فنی و میدانی و بررسی دوربین‌های مداربسته محل حادثه متوجه شدند عاملان سرقت اعضای باند حرفه‌ای هستند که چهار مرد و یک زن عضو آن هستند. مأموران پلیس در بررسی‌های بعدی دریافتند سرکرده اصلی این باند مرد جوان سابقه‌داری به نام هرمز است که چندین سابقه کیفری در کارنامه‌اش ثبت شده‌است. با به دست آمدن این اطلاعات کارآگاهان پلیس آگاهی سارقان را تحت تعقیب قرار دادند تا اینکه چند روز قبل اعضای این باند را یک به یک شناسایی و بازداشت کردند. 
رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر گفت: «اعضای این باند مدتی است در ساعات پایانی شب‌ها به خانه‌هایی در خیابان‌های شمالی تهران دستبرد می‌زدند و اموال شهروندان را سرقت می‌کردند. مأموران با بهره‌گیری از شیوه‌های کشف نوین جرم موفق شدند متهمان را شناسایی و دستگیر کنند.»
سرهنگ علی ولیپور گودرزی افزود: دو نفر از متهمان هنگام دستگیری با چاقو به مأموران حمله کردند، اما در مواجهه با فنون رزمی مأموران زمینگیر شدند. مأموران از مخفیگاه متهمان اموال مسروقه با ارزشی مثل طلا و دلار به ارزش یک میلیارد تومان کشف کردند و سارقان نیز به ۳۵ فقره سرقت اعتراف کردند. متهمان به دستور مقام قضایی برای کشف جرائم احتمالی و شناسایی سایر شکات دیگر در اختیار کارآگاهان اداره هفدهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفتند. 
 گفتگو با سرکرده باند 
سرکرده باند سرقت پسر ۲۸ ساله‌ای به نام هرمز است که چندین سابقه سرقت و زورگیری در کارنامه‌اش ثبت شده‌است. او مدتی قبل وقتی برای آخرین‌بار از زندان آزاد شد، باند سرقت از خانه‌های شمال تهران را تشکیل داد و می‌خواست با سرمایه میلیاردی که از اموال دیگران به دست می‌آورد برای خودش جشن عروسی لاکچری برگزار و بین دوستان و اقوامش فخر‌فروشی کند. به گفته خودش قرار بود در تعطیلات عید فطر همراه نامزدش پای سفر عقد بنشیند، اما الان به جای انگشتر عروسی دستبند در دستانش و پا‌بند در پاهایش است. 
هرمز چه شد که وارد جرگه خلافکاران شدی؟ 
واقعیتش رفت و آمد با دوستان ناباب مرا سارق کرد. من اصلاً نیازی به پول نداشتم که بخواهم به خاطر هزینه زندگی‌ام سرقت کنم. خیلی از سارقان ادعا می‌کنند برای خرج زندگی یا هزینه مواد دست به سرقت می‌زنند، اما من به خاطر اینکه پیش دوستانم کم نیاورم، وارد باند سرقت شدم. یک روز در قهوه‌خانه نشسته بودم و قلیان می‌کشیدم که دوستانم درباره سرقت از خانه‌ها صحبت می‌کردند. آن‌ها خیلی با هیجان حرف می‌زدند و خواستند من هم دزدی را تجربه کنم. به هرحال غرور بی‌جا باعث شد همراه سارقان شوم و الان هم که حرفه‌ای هستم. 
چرا وقتی برای بار اول دستگیر شدی، توبه نکردی؟ 
من واقعاً از سرقت بیزارم و پس از سرقت هم حالم بد می‌شود. به همین‌خاطر وقتی سرقت می‌کنم برای خدا نامه می‌نویسم و عذر‌خواهی می‌کنم و گاهی هم توبه می‌کنم، اما عادت کرده‌ام. بار اول که دستگیر شدم، پشیمان شدم و تصمیم گرفتم پس از آزادی دزدی نکنم، اما یک سال بعد با وثیقه ۴ میلیارد آزاد شدم و قرار شد رد مال کنم. ردمالم خیلی زیاد بود و به همین دلیل وسوسه شدم دوباره دست به سرقت بزنم تا بتوانم هر چه سریع‌تر اموال شاکیان را پس بدهم. 
یعنی با اموال سرقتی می‌خواستی اموال شاکیان قبلی را بدهی؟ 
بله. اکثر سارقان به همین وضع دچار هستند. وقتی آزاد می‌شوند دوباره سرقت می‌کنند تا رد مال کنند. 
فقط برای رد مال دوباره دست به سرقت زدی؟
نه. قرار بود عید فطر با نامزدم مراسم عروسی‌ام را برگزار کنم. به همین خاطر می‌خواستم پول زیادی به دست بیاورم و عروسی لاکچری برگزار و بین دوستان و بستگانم فخرفروشی کنم. ما کارت‌های عروسی را هم بین دوستان و بستگان پخش کردیم، اما الان دستبند به دستانم است و باید پشت میله‌های زندان بروم. آبروی خودم و نامزدم را بردم و نمی‌دانم چطوری به آن‌ها خبر بدهم دیگر از مراسم عروسی خبری نیست. 
نامزدت خبر داشت سرقت می‌کنی؟ 
نه. ما همگی از شهرستان برای سرقت به تهران می‌آمدیم. او خیال می‌کرد من برای کار به تهران می‌آیم. اگر خبر داشت که خودش و خانواده‌اش به خواستگاری من جواب مثبت نمی‌دادند. 
درباره شیوه سرقتتان توضیح بده؟ 
وقتی به تهران می‌آمدیم در کوچه و خیابان‌های شمال تهران پرسه می‌زدیم و خانه‌هایی را که برقش خاموش بود و متوجه می‌شدیم اعضای خانواده به مسافرت رفته‌اند از روی دیوار وارد می‌شدیم و با ابزاری که داشتیم قفل در را تخریب و اموال قیمتی را سرقت می‌کردیم. البته تعدادی در بیرون کشیک می‌دادیم و دو نفر هم وارد می‌شدیم و بعد با خودرومان که دنا و پژو بود، فرار می‌کردیم. 
در سرقت‌هایی که انجام دادید با صاحبخانه هم روبه‌رو شده‌بودید؟ 
یک بار در حال سرقت بودیم که صاحبخانه سر رسید و نزدیک بود گرفتار شویم، اما از طریق بالکن فرار کردیم و بعد از آن همیشه پشت در مبل می‌گذاشتیم تا وقتی صاحب خانه وارد می‌شود متوجه شویم. 
حرف آخر؟ 
من ورزشکار بودم و بوکس و بدنسازی کار می‌کردم، اما قدر خودم را ندانستم و الان هم پشیمانم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار